سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
جیگر عمه

سلام امروز اولین روز وبلاگ نی نی کوچولویه گل تقدیم شما

           گل تقدیم شما  الان نی نی کوچولوی ما 2هفته است که تو شیکم مامانش امده و همه عمه هاش با بابا بزرگ و مامان بزرگش و"مامان و باباش" منتظرش هستن

ما هر روز حال نی نی کوچولو رو از مامانش می پرسیم .

از این به بعد هم تا بزرگیای نی نی این وبلاگ هست تا بالاخره خودش بادستای خودش بنویسه چشمک که الهی عمه فدای دستای کوچولوش بشه دوست داشتن   بووووس   مؤدب


نوشته شده در یادداشت ثابت - شنبه 91/1/27ساعت 10:17 عصر توسط نی نی کوچولو نظرات ( ) | |

سلام .... تبسم  مؤدب

   نی نی ما الان 5 ماهه شده بووووس خیلی باحاله هنوزم برای اسم گذاشتن به نتیجه نرسیدیم گیج شدم ......... مامان و بابای نی نی از خونه ی ما رفتن یه خونه اجاره کردن دلم شکست

  من برای نی نی کفش خوشکل گرفتم  آفرین  یه چند روزیه نی نی مامانشو اذیت می کنهقابل بخشش نیست تازه ما یه عکس از نی نی داریم سیاه و سفیده اما خیلی نازه دوست داشتن 

  نفسه عمه ......   دوست دارم تو بغلم لهش کنم وااااای اصلا!  چشمک


نوشته شده در دوشنبه 91/5/23ساعت 12:23 صبح توسط نی نی کوچولو نظرات ( ) | |

گل تقدیم شماسلام وقته همه وستای خوب به خیر نی نی کوچولوی 45 روزه ما هم به همه سلام می رسونه چشمکفعلا چند روزیه نی نی کوچولو دلش کشک و تلف کشیده مامانشم همش از اینا باید بخورهوااااای طبق اخرین نظرات مامان بزرگ و عمه ی عمه ی نی نی ،بچه پسره نکته بینو مامان نی نی هر روز یه اسم براش می زاره اول مهیار بود و حالا امیر حسین شده الانم مامان و بابای بچه رفتن گردشدوست داشتن البته با نی نی و ما حالا حالاها دنبال اسم می گردیم. اگه اسم جدید و زیبا از بچه دارید برامون بفرستید؟ البته من ترجیح می دم یه اسم باستانی باشه یعنی چی؟و دوست دارم وقتی به دنیا امد تمام مکان های باستانی رو بهش یاد بدم البته خیلی ها مخالفن... عصبانی شدم!دعوانی نی  


نوشته شده در شنبه 91/2/9ساعت 9:33 عصر توسط نی نی کوچولو نظرات ( ) | |

سلام

دیروز بعد از ظهر مامان نی نی خیلی دلش گرفته بودخوابم گرفت برای همین گفت بریم گردش ، عمه ها با مامان نی نی اماده شدن برن پارک کنار خونه اما پدر بزرگ نی نی از اونجایی که خیلی تعصبی بود گفت لازم نیست الان پارک خیلی شلوغهعصبانی شدم! مامان نی نی ناراحت شددلم شکست گفت نی نیم داره گریه می کنهگریه‌آور منم گفتم  فردا باخودم می برمت دانشگاه .آفرین

امروز صبح رفتیم دانشگاه یکم تفریح کردیم بعد یواشکی دو تا گل چیدیم گل تقدیم شماگل تقدیم شما" رئیس دانشگامون گفته من حاظرم چشمامو کور کنید اما گل نچینید...وااااای  گیج شدم    یعنی چی؟

بعد رفتیم بازار لباس های بچه کوچولوهارو قیمت کردیم "از اونجا که همه ی خانم ها مامایی سرخود تشریف دارن بچه دو هفته رو تشخیص دادن پسره " خیلی خنده‌دار ولی من دخترو بیشتر دوست دارم اما در کل فرقی نمی کنه دوست داشتن


نوشته شده در سه شنبه 91/1/29ساعت 9:55 عصر توسط نی نی کوچولو نظرات ( ) | |



قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت